زين الدين محمود واصفى
378
بدايع الوقايع ( فارسى )
امير و وزير از صعوبت اين مصيبت ناله و نفير به اوج آسمان و ايوان كيوان رسانيدند ؛ [ و ] خونابهء دل از راه ديده بسان باران سحاب بهاران چكانيدند . چون مولانا مومى اليه از ساير ملازمان امير هدايتپناه به مزيد تقرب اختصاص و امتياز داشت و همواره مشمول عواطف بىدريغ آن حضرت بود ، در حسبحال خود اين بيت را از كلام معجز نظام آن حضرت « 1 » شنوده كه : منكا اول كيم انيس و صاحب دور * تون [ و ] كون همدم و مصاحب دور تاريخ و مرثيهء آن امير فرخندهصفات را به وجهى در سلك نظم آورد كه از منظومات امثال و اقران به مزيد « 2 » صنعت و غرابت ممتاز و مستثنى است ؛ بلكه مىتوان گفت كه از زمان وفات حضرت آدم الى يومنا هذا اينچنين نظمى از هيچ فاضلى بر صحيفهء بيان نيامده ، و از اين دم ( 74 a ) تا انقراض عالم از قبيل محالات است « 3 » از كسى مثل اين سربرزند . ارباب فضل كه اهل انصافند مىدانند كه فقير چه مىگويم . مصراع اول هربيتش به حساب جمل از تاريخ ولادت آن حضرت [ بحر موهبت ] خبر مىدهد « 4 » و مصراع ثانى از سال وفات . اين نظم كه خوشتر آمد از آب حيات * تاريخ ولادت است و تاريخ وفات [ و هى هذه نور مرقده ] اى فلك ، بيداد و بيرحمى بدينسان كردهء * وى اجل ملك جهان را باز ويران كردهء « * »
--> ( 1 ) - A : آن امير عادل ( 2 ) - P : به مزيت ( 3 ) - C ، B 2 : از قبيل محال عادى است كه ؛ B ، P : از قبيل محال عادت است كه ( 4 ) - C ، A : مىگويد ( * ) س 20 : درين تركيببند براى آنكه مصراع اول مساوى با 844 و مصراع دوم مساوى با 906 به حروف جمل شود ناچار از رعايت رسمالخط مختار بنياد فرهنگ ايران صرفنظر كرديم .